السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
241
جواهر البلاغة ( فارسى )
نزديك كه مقصود او نيست ولى لفظ آشكارا بر آن دلالت مىكند « 1 » ، و ديگرى معنى دور كه مراد اوست ليكن دلالت لفظ بر آن پوشيده است . پس شنونده مىپندارد گوينده معناى نزديك را در نظر دارد اما او تنها معناى دور را قصد مىكند به كمك قرينهاى كه به آن اشاره دارد . و آن را ظاهر نمىسازد و از غير بيدار و زيرك پنهان مىگرداند . ضمير « إليه » و « لا تظهره » و « تستره » به « المعنى البعيد » باز مىگردد . توريه در فارسى مانند اين شعر حكيم سنايى : مل همى خور به بوى گل به بهار * باش تا بردمد ز گور تو خار اى چو فرعون شوم گردنكش * رفته از راه آب در آتش مقصود از راه آب ، معناى دور آن يعنى شراب است . « مل » : شراب . مانند سخن خداى برين : « وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ » « 2 » و اوست كسى كه شبانگاه روح شما را [ به هنگام خواب ] مىگيرد و آنچه را در روز به دست آوردهايد مىداند . [ گناهانى را كه كردهايد ] اراد بقوله جرحتم معناه البعيد و هو ارتكاب الذنوب و لاجل هذا سمّيت التّورية إيهاما و تخييلا . خداوند از « جرحتم » معناى دور آن را كه مرتكب شدن گناهان است اراده كرده است . و براى همين توريه ، ايهام و تخييل ناميده شده است . توضيح : « جرحتم » دو معنا دارد يكى معنى نزديك كه از خانواده مجروح ساختن است و ديگرى معنى دور كه دست زدن به گناه و ارتكاب ذنوب از آن قصد شده است . و مانند سخن سراج الدّين وراق : « 3 » اصون أديم وجهى عن أناس * لقاء الموت عندهم الأديب و ربّ الشّعر عندهم بغيض * و لو وافى به لهم « حبيب » پوست چهرهام را از مردمى پاس مىدارم كه ملاقات مرگ پيش آنان چون برخورد با اديب است .
--> ( 1 ) - البته دو معنا داشتن اقل آن است . حال اين معانى چه به سبب اشتراك باشد يا تواطى يا حقيقت و مجاز . ( مترجم ) ( 2 ) - انعام ، 60 ( 3 ) - شاعر مصرى است در سال 615 ه به دنيا آمد و در سال 712 ه زندگى را بدرود گفت .